کتاب برادران کارامازوف با عنوان اصلی Братья Карамазовы در میان آثار درخشان فیودور داستایفسکی نویسنده‌ی مشهور روس از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. داستایفسکی پس از انتشار جنایات و مکافات، آزردگان، مردمان فقیر، خاطرات خانه‌ی مردگان، تسخیر شده‌ها و ابله، سال‌های آخر عمر خود را صرف نوشتن کتاب برادران کارامازوف کرد و در نظر داشت که داستان را به‌صورت مجموعه‌ای سه‌گانه ادامه دهد؛ اما عمرش کفاف نداد و چهار ماه بعد از انتشار کتاب درگذشت. یافتن بهترین ترجمه برادران کارامازوف اهمیت زیادی دارد؛ زیرا این کتاب درون‌مایه‌ای از سوالات انسان‌ها در مورد خداوند، جایگاه رنج در جهان و رستگاری حاصل از آن و نابودی تدریجی اخلاقیات انسانی دارد. این رمان پرمحتوا از زمان انتشار تا به امروز همیشه موردتوجه و تحسین دانشمندان و افراد برجسته‌‌ای هم‌چون آلبرت اینشتین، زیگموند فروید، کافکا و… بوده است و یکی از شاهکارهای بزرگ ادبیات محسوب می‌شود.

به جرأت می‌توان گفت کم‌تر نویسنده‌ای در ادبیات جهانی وجود دارد که همه‌‌ی آثارش حتی خاطراتش به فارسی برگردانده شده باشد؛ شخصیت شگفت‌انگیز داستایوفسکی باعث شد، باوجود زندگی سخت، بیماری، تبعید و… تاهنگام مرگ از نوشتن دست نکشد؛ شما می‌توانید زندگی‌نامه‌ی پرفراز و نشیب این نویسنده‌ی عصیان‌زده را در مجله‌ی بوکارو مطالعه کنید.

مقایسه ترجمه‌ های برادران کارامازوف

برادران-کارامازوف

اولین و مهم‌ترین نکته در مطالعه‌ی کتاب برادران کارامازوف هم‌چون باقی آثار بزرگ جهانی، مساله‌ی اساسی ترجمه است. تا به امروز مترجم‌های زیادی در ایران به ترجمه این اثر پرداخته اند، اما متاسفانه هیچ‌کس اقدام به ترجمه‌ی نسخه‌ی روسی کتاب نکرده است. ما در این مطلب قصد داریم بهترین ترجمه‌ی کتاب برادران کارامازوف را برای مطالعه با لذت بیشتر، انتخاب کنیم.

اسامی تعدادی از مترجم‌ها که تا به امروز ترجمه‌ی این اثر را به عهده گرفته‌اند:

اولین‌بار در ایران برادران کارامازوف به‌کوشش آقای مشفق همدانی در دهه‌ ۳۰ از زبان فرانسه به فارسی برگردانده شد، با توجه به سال انتشار و ادبیات موجود در آن برهه این ترجمه از سختی‌های کلامی مختص به خود برخوردار است؛ که با ادبیات خود نویسنده تفاوت دارد.

ترجمه‌ی آقای صالح حسینی معروف‌ترین ترجمه این اثر است که بیشترین تیراژ چاپ را به خود اختصاص می‌دهد. آقای حسینی به‌علت تسلط کاملی که بر ادبیات فارسی داشته است، از دایره‌ی لغات وسیعی برای ترجمه برادران کارامازوف استفاده کرده‌اند؛ به‌علاوه ایشان با به‌کاربردن جملات زیبا و عمیق معادل فارسی، موجب ترغیب مخاطب به کتاب شده و به اثر روح بخشیده است؛ عده‌ای ویژگی دیگر این مترجم را انتقال درست مفهوم و کلمه از کتاب مبدا با تاکید زیاد بر وفاداری به متن می‌دانند هم‌چنین در پایان جلد دوم یادداشتی از دکتر صالح حسینی وجود دارد که دید خواننده را به کتاب بازتر خواهد کرد. لازم به ذکر است در این ترجمه، قسمت‌های خاصی از کتاب که به زبان فرانسه در متن آمده است و ترجمه این قسمت‌ها در پاورقی ذکر شده است.

آقای پرویز شهدی یکی دیگر از مترجمان مشهور این کتاب هستند که در سال ۱۳۸۸ اقدام به ترجمه‌ی این اثر از زبان فرانسوی کرده‌اند و هم‌چنین ترجمه‌ی کتاب جنایات و مکافات این نویسنده را نیز در کارنامه‌ی کاری خود دارند. این مترجم در آغاز تمام ترجمه‌های خود تفسیری از کتاب را قرار می‌دهند که کمک به‌سزایی برای درک بهتر مخاطب از اثر محسوب می‌شود؛ تفسیرهای بسیار دقیق و آگاهانه‌ی ایشان این تفکر را ایجاد می‌کند که گویی ذهن نویسنده را خوانده است. طبق نظرسنجی خوانندگان با مطالعه‌ی این اثر ترجمه‌ی روان و جذابی را تجربه کرده‌اند. آقای شهدی در این رابطه، در مصاحبه‌ای گفته‌اند:

 می‌توانم به زندگی مترجمی و کتاب‌خوانی‌ام مباهات کنم. ترجمه‌ی برادران کارامازوف، جنایت و مکافات و… البته یکی دیگر شرق بهشت اثر جان اشتاین بک، جزو افتخارات من است.

بروزترین و روان‌ترین ترجمه برادران کارامازوف مربوط به ترجمه‌ی آقای احد علیقلیان می‌شود، که در سال ۱۳۹۴ توسط نشر مرکز به انتشار رسیده است. چاپ رمان طولانی برادران کارامازوف که حدود چهارصدهزار کلمه دارد در یک جلد، موجبِ کاهش سایز فونت از حالت عادی شده؛ که ممکن است خواننده را هنگام مطالعه با مشکل مواجه کند. یادداشت‌های آقای علیقلیان به‌جای پاورقی در پایان کتاب جمع‌آوری شده است (مسلماً این مشکلات به مترجم مربوط نمی‌شود). در کل این ترجمه را می‌توان به‌عنوان یک ترجمه‌ی خوب و روان نام برد که خواننده می‌تواند با کمی مطالعه‌ی آن با سبک کتاب آشنا شده و انس بگیرد.

لازم‌ به ذکر است که بررسی نکردن باقی آثار ترجمه شده به معنای ردکردن آن‌ها نبوده و ما تنها براساس معیارهای مختلف به مقایسه این چهار اثر پرداختیم؛ در ادامه به علت نبود منابع کافی برای ارائه‌ی متن ترجمه‌ی باقی مترجمان، ما به مقایسه‌ی متن فارسی دو ترجمه‌ی خوب صالح حسینی و احد علیقلیان می‌پردازیم. متن‌های آورده شده از بخش‌های مختلف کتاب انتخاب شده‌اند و دقیقا متن کتاب را با رعایت تمام نکات نگارشی در اینجا نقل کرده‌ایم. امیدواریم بتوانیم کمکی در راستای انتخاب بهترین ترجمه برادران کارامازوف کرده باشیم.

باری رفتن به آن دنیا ساده‌تر است اگر آدم بداند در آنجا چه هست. – ترجمه صالح حسینی نشر ناهید

به‌هرحال رفتن به آن دنیا با این یقین که چه شکلی است آسان‌تر است. – ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز

خدایا بر همه رحمت فرست، جملگی جان‌های ناشاد و متلاطم را در کنف حمایت خودت قرار ده و به راه راست هدایتشان کن. همه راه‌ها از آنِ توست. به حکمت خودت نجاتشان بده. تو عین محبتی. برای همه شادی خواهی فرستادترجمه صالح حسینی – نشر ناهید(جلد اول – صفحه ۲۲۸)

خدایا، امروز بر همه‌ی آنان رحم کن، که ناشاد و توفانی‌اند، آنان را محافظت و هدایت بفرما. همه‌ی راه‌ها راه توست: آنان را به راه‌های خودت نجات ده. تو محبتی. برای همه شادی خواهی فرستاد! ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز(صفحه ۱۷۹)

من ساسی بیش نیستم، و با تمام فروتنی تشخیص می‌دهم که نمی‌توانم دریابم چرا دنیا، به‌شکلی که هست، ترتیب یافته است. به‌گمانم، خود آدمها سزاوار سرزنشند؛ بهشت به آنان دادند، آزادی خواستند و آتش را از آسمان ربودند، هرچند می‌دانستند که ناشاد می‌شوند، پس نیازی به دلسوزی برای آنان نیست. با فهم اقلیدسی رقت‌بار و خاکی‌ام، اول و آخر دانسته‌هایم اینست که رنج وجود دارد و هیچ‌کس مقصر نیست؛ و معلول از پی علت می‌آید، ساده و سرراست؛ و همه‌چیز جریان می‌یابد و سطح خود را پیدا می‌کند – منتها این مهملاتی اقلیدسی است، این را می‌دانم، و نمی‌توانم به خود بقبولانم که با آن زندگی کنم!ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید (جلد اول – صفحه ۳۴۳)

من یک ساسم، و در کمال فروتنی اعتراف می‌کنم هیچ نمی‌توانم بفهمم چرا همه‌چیز این‌طور ترتیب یافته. بنابراین تقصیر از خود آدم‌هاست: به آنان بهشت دادند، آزادی خواستند، و آتش را از آسمان دزدیدند، با این‌که می‌دانستند بدبخت خواهند شد – پس چرا بر آنان دل بسوزانیم؟ آه، من با ذهن حقیر زمینی اقلیدسی‌ام فقط می‌دانم رنج هست، و هیچ‌کس مقصر نیست، و هرچیزی به‌سادگی و مستقیم از چیز دیگری نتیجه می‌شود، و هرچیزی روان می‌شود و تراز خود را می‌یابد – اما این‌ها همه مزخرفات اقلیدسی است، البته این را می‌دانم، و البته نمی‌توانم خودم را راضی کنم که با آن زندگی کنم! ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز(صفحه۲۷۰)

پدران و استادان، راهب چه‌کاره است؟ این روزها در دنیای متمدن عده‌ای از مردم این کلمه را با مسخره به‌ زبان می‌آورند، و عده‌ای دیگر آن را به صورت ناسزا به کار می‌برند، و خوار شمردن راهب رو به افزایش است. و افسوس که وجود بسیاری از تن‌آسایان و شکمبارگان و هرزه‌ها و گدایان بی‌ادب در میان رهبانان صحت دارد. افراد تحصیلکرده به اینان اشاره می‌کنند: «شما تنبلید، عضو بیکاره اجتماعید، از دسترنج دیگران ارتزاق می‌کنید، شما گدایان بی‌آبرویید.»ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید (جلد اول – صفحه ۴۳۸)

پدران و استادان، راهب کیست؟ در دنیای روشن‌بین امروز، عده‌ای اکنون این کلمه را برای ریشخند و دیگران حتی برای ناسزا به‌کار می‌برند. و هر روز بدتر و بدتر هم می‌شود. درست است، آه، درست است، در میان راهبان انگل‌ها، لذت‌جویان، شهوت‌پرستان، و ولگردان گستاخ بسیارند. مردان فرهیخته‌ی دنیا با اشاره به این می‌گویند: «شما بیکارگان، اعضای بی‌مصرف جامعه، گدایان بی‌شرمید که از دست‌رنج دیگران زندگی می‌کنید.» ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز (صفحه۳۴۳)

وقتی پسر خدا بر صلیب میخ شد و مرد، یکراست از صلیب به دوزخ رفت و جمیع گناهکارانی را که عقوبت می‌کشیدند آزاد کرد. و شیطان نالید، چون خیال می‌کرد که دیگر در جهنم از گناهکار خبری نخواهد بود. و خدا به او گفت: «ناله مکن، چون تمام اقویای زمین در اختیار تو خواهد بود: حکمرانان و قاضی‌القضاتها و دولتمندان، و دوباره مثل دورانهای دیگر جهنم پر خواهد شد تا دوباره برگردم.» ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید (جلد دوم – صفحه ۵۸۵)

وقتی پسر خدا به صلیب کشیده شد و مرد، از بالای صلیب یک‌راست رفت به جهنم و همه‌ی گناهکارانی را که آن‌جا رنج می‌کشیدند آزاد کرد. و جهنم نالید چون فکر می‌کرد دیگر گناهکارانی نخواهند آمد. و خداوندگار به جهنم گفت: «ناله نکن، ای جهنم، چون همه‌ی انواع قدرتمندان، و فرمانروایان، قضات بزرگ و ثروتمندان از همه‌جا به‌سوی تو خواهند آمد و تو همچون همیشه پر خواهی بود، تا ابدالآبد، تا زمانی که من دوباره بیایم. ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز (صفحه ۴۴۹)

اوایل ماه نوامبر بود. یخبندان سختی بود، دمای هوا، بدون آمدن برف، به ده درجه زیر صفر رسیده بود، اما شباهنگام ریزه برفی خشک بر زمین یخزده فرو باریده بود، و بادی «خشک و سوزناک» آن را برمی‌داشت و به کنار خیابانهای گرفته شهر ما، به خصوص دوروبر بازار، می‌پاشید. صبح دلگیری بود، اما برف بند آمده بود.”ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید (جلد دوم – صفحه ۷۲۴)

آغاز نوامبر. دما هفت درجه زیر صفر بود و در چنین دمایی همه‌جا یکپارچه یخ بود. شب اندکی برف خشک بر زمین یخ‌زده باریده بود و باد، «خشک و سوزان»، برف را می‌رُفت و با خود به خیابان‌های حزن‌انگیز شهر کوچک‌مان و به‌ویژه میدانِ بازار می‌برد. صبح ملال‌انگیز بود اما برف بند آمده بود. ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز (صفحه ۵۵۷)

ای کاش من هم روزی بتوانم خودم را به‌ خاطر حقیقت قربان کنم! ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید (جلد دوم – صفحه ۱۰۷۶)

آه، ای کاش روزی بیاد که من هم خودم را فدای حقیقت کنم! ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز (صفحه ۸۲۳)

بهترین ترجمه برادران کارامازوف کدام است؟

مقایسه ترجمه ها مبنی‌بر متن چندان کار علمی و دقیقی نیست، چرا که هر مترجمی سبک و سیاق خاص خود را در ترجمه اعمال می‌کند، تسلط فرد به زبان مبدا و مقصد، آشنایی با خود نویسنده، افکار و جهان‌بینی‌اش به‌ویژه در برهه زمانی نوشتن کتاب و… می تواند بر نتیجه و نوع ترجمه تاثیرگذار باشد هم‌چنین باید بیان کرد ملزومات زبانی در هر دوره‌ای متفاوت هستند که بهتر است به‌قول آقای سروش حبیبی هر ۱۵ الی ۲۰ سال کتاب ها مجددا ترجمه و با زبان قابل درک آن دوره زمانی ارائه شوند. درنهایت زمانی می‌توانیم با اطمینان در مورد ترجمه کتابی قضاوت کنیم که متن اصلی را با زبان اصلی خوانده، با نویسنده و افکارش آشنا بوده و البته دوره زمانی ارائه آن ترجمه را هم بشناسیم؛ بنابراین ما انتخاب بهترین ترجمه را به شما واگذار می‌کنیم زیرا دیدگاه و سلیقه‌ی هر شخص متفاوت است.

امیدواریم در انتخاب بهترین ترجمه برادران کارامازوف به شما کمک کرده باشیم.

درصورتی‌که این کتاب را مطالعه کرده‌اید خوشحال می‌شویم که تجربه‌ی خود را درمورد ترجمه‌ برادران کارامازوف با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

مطلب قبلیبا برایان تریسی آشنا شوید
مطلب بعدیبا کتاب بادبادک باز آشنا شوید
فیروزه دانشجوی مهندسی صنایع غذایی هست و از اونجایی که کتاب غذای روحه، همه تلاشش رو می‌کنه که بهترین غذاها رو پیشنهاد کنه ؛) همیشه میگه وقتایی که خودشو غرق کتابا میکنه آبی فیروزه‌ای پررنگه و دور از کتاب کم‌رنگ‌ترین میشه! و تموم آرزوشه که روزی برسه کتابخونا آسمون دنیا رو پررنگ ترین آبی کنن ؛)

2 دیدگاه‌ها

  1. ای کاش آقای سروش حبیبی هم این کتاب رو ترجمه میکرد خیلی دوست دارم این کتاب رو بخونم ولی مطمئنم ترجمه هیچکدومشون با اینکه زحمت کشیدن در حد آقای حبیبی نیست . واقعا چرا ایشون این کتاب رو ترجمه نکردند؟

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید