معرفی کتاب گستره – اگر فرزند داشته باشید، دوست دارید فرزندتان در یک کار مشخصی عمیق شود یا با تجربه‌ی شغل‌ها و کارهای مختلف، تجربه‌ی غیرِعمیق، اما گسترده‌ای را به‌دست آورد؟

احتمالا بسیاری‌از شما که به این سؤال فکر می‌کنید، عمیق‌شدن و متخصص‌شدن در یک حوزه‌ی به‌خصوص را ترجیح می‌دهید.

باور عمومی جامعه نیز چنین است که تنها عده‌ای مؤفق می‌شوند که در یک شغل به‌خصوص تخصص پیدا می‌کنند. این باور راهش را به ادبیات ما نیز پیدا کرده و احتمالا خودتان بارها از جمله‌ی «همه‌کاره و هیچ‌کاره» استفاده کرده‌اید؛ با‌این‌حال سؤال اینجاست که آیا واقعاً مؤفقیت تنها برای اینگونه افراد به‌دست می‌آید؟ آیا افرادی که در طول عمرشان کارهای متفاوتی را تجربه می‌کنند، هیچگاه به مؤفقیت نمی‌رسند؟

این‌ها دقیقا همان سؤالاتی هستند که باعث شکل‌گیری کتاب گستره شده‌اند. در کتاب گستره نه‌تنها شاهدِ به‌چالش‌کشیده‌شدنِ این باور عمومی هستیم؛ بلکه خواهیم دید که برخلاف انتظارات، عده‌ای که عمق کمتر و گستره‌ی بیشتری در کارها و مهارت‌ها داشته‌اند، افراد به‌مراتب مؤفق‌تر و شناخته‌شده‌تری هستند.


پیشنهاد مطلب مشابه

با ۱۰ کتاب برتر در حوزه‌ی روانشناسی مؤفقیت آشنا شوید


شما در ادامه می‌توانید معرفی کتاب گستره را در بوکارو مگ مطالعه کنید. این کتاب توسط نشر نوین در اختیار تیم تحریریه بوکارو مگ قرار گرفته است.

معرفی کتاب گستره

کتاب گستره / کتاب Range / دیوید اپستین

بیایید معرفی کتاب گستره را با یک داستان واقعی شروع کنیم!

ویلیام جیمز در یک خانواده‌ی ثروتمند و شناخته‌شده در آمریکای قرن ۱۹ به‌دنیا آمد. بااینکه خانواده‌ی او ثروت زیادی داشتند، اما او از بدو تولد درگیر مشکلات جسمی ریز و درشتی بود که خواب‌و‌خوراک را از او گرفته بود. او دائم دچار گرفتگی عضلانی بود، نارسایی معده داشت و شنوایی درست‌و‌حسابی‌ای هم نداشت.

این موارد باعث شده بودند تا ویلیام جیمز دوران کودکی و نوجوانی‌اش را دائما در اتاق خواب و تخت‌خوابش سپری کند؛ درنتیجه هیچ دوستی هم نداشت. این دوران کسالت‌بار باعث شد او به نقاشی روی بیاورد تا از این طریق اندکی از زندگی خسته‌کننده‌اش فاصله بگیرد. تنها کاری که ویلیام با علاقه انجام می‌داد، همین نقاشی بود. خودش باور داشت که نقاش خوبی است، با‌این‌حال اطرافیانش نظر دیگری درباره‌ی نقاشی‌های او داشتند.

بالأخره دوران نوجوانی او گذشت و وقتی به دوره‌ی جوانی وارد شد، طاقت پدرش سر آمده بود. برادرِ او، یعنی هِنری جیمز به رمان‌نویسِ مؤفقی تبدیل شده بود و خواهرش نیز از راه نویسندگی به زندگی خوبی رسیده بود. در‌این‌میان ویلیام همچنان در کنج عزلت و تنهایی به‌سر می‌برد.

پدرِ ویلیام جیمز از طریق ارتباطاتی که داشت، توانست در دانشکده‌ی پزشکی، یک موقعیت خالی برای تحصیل فرزندش پیدا کند و به او هشدار داد که این آخرین فرصتِ او است. با اصرارِ پدر، ویلیام به دانشگاه وارد شد؛ اما خیلی زود متوجه شد که به رشته‌ی پزشکی علاقه‌ای ندارد؛ درنتیجه از دانشگاه انصراف داد. برای اینکه از محیط زندگی‌اش دور شود، در یک تور گردشگری از جنگل‌های آمازون ثبت‌نام کرد؛ آن‌هم در قرن نوزدهم میلادی!

درطول سفر مدام ناخوشی‌های جسمی همراهش بود و روز اولی که به مقصد رسید، درگیر بیماری آبله شد. تقریبا جانش را از دست داده بود؛ اما به‌طور معجزه‌آزایی نجات پیدا کرد. درطول سفر، آشنایی او با یک کتاب فلسفی باعث شد تا مسیر فکری و زندگی او تغییر کند.

سخن را کوتاه می‌کنیم. ویلیام جیمز هرگز نتوانست به مؤفقیت برادر و خواهرش دست پیدا کند؛ زیرا مؤفقیت آن‌ها در برابر ویلیام اصلا مؤفقیت نبود.

ویلیام جیمز وارد حوزه‌ی روانشناسی شد و به‌اندازه‌ای در این حوزه مؤفق شد که از او به‌عنوان پدر علم روانشناسیِ آمریکا یاد می‌شود. کارهای او به چندین زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شد و برای سخنرانی از او در نشست‌های علمی و دانشگاهی شناخته‌شده دعوت شد.

حالا نکته کجاست؟

کتاب گستره / کتاب Range / دیوید اپستین

نکته اینجاست که ویلیام جیمز هیچگاه روانشناسی را به‌عنوان رشته‌ی تخصصی اول و آخرش در زندگی برنگزید؛ بلکه برعکس، در هر کاری دست برد، خانواده از او ناامید شدند و برای فرار از سرزنش‌های خانواده به جنگل‌های آمازون پناه برد. با‌این‌حال، برخلاف انتظار، او در رشته‌ای که هیچگاه به آن فکر نکرده بود، تبدیل به‌ یکی از جریان‌سازها شد.

جان اپستین در کتاب گستره دقیقاً به‌سراغ چنین افرادی رفته است؛ کسانی که تجربه‌ای عمیق در کاری که منجر به مؤفقیتشان شده است، نداشته‌اند؛ بلکه برعکس، از این شاخه به آن شاخه پریده‌اند. در کتاب گستره علاوه‌بر داستان اینگونه افراد، به‌سراغ تحقیق‌های علمی نیز می‌رویم.

سؤالی که پیش می‌آید، این است که آیا چنین چیزی را می‌توانیم به هر حوزه‌ای بسط دهیم؟

اینجا نویسنده درباره‌ی دو مفهوم متفاوت یاد می‌کند. به‌باور اِپستین، برخی کارها ذاتاً «خوش‌دست» هستند؛ مثل شطرنج‌بازی‌کردن. این یعنی خیلی زود و فارغ از تجربه‌ می‌توان در رشته‌ی شطرنج حرفه‌ای شد. با‌این‌حال بعضی حوزه‌ها «بد قلق» هستند و ما نیازمند کسب تجربه‌ی بلندمدت در آن‌ها هستیم. اپستین، گستره را برای حوزه‌های خوش‌دست مناسب می‌داند.

در قسمتی از کتاب گستره درباره‌ی فردی به‌نام گانپی یوکویی می‌خوانیم. او یک تازه‌فارغ‌التحصیل‌شده بود که علاقه‌ی زیادی به بازی و سرگرمی داشت؛ درنتیجه در سال ۱۹۶۵ به‌عنوان یکی‌از کارکنان بخش خدمات به شرکت نینتندو پیوست.

او در اوقات آزادش در شرکت، توانسته بود وسیله‌ای شبهِ‌دسته بسازد. وقتی یکی از مدیران ساخته‌ی او را به‌صورت اتفاقی دید، از او خواست تا آن را به یک اسباب‌بازی تبدیل کند. این اسباب‌بازی بعدها به مؤفقیت قابل‌توجهی دست پیدا کرد و او توانست به مقام‌های بالاتر منصوب شود.

به‌عقیده‌ی نویسنده، چیزی که در این راه باعث شده بود تا او مؤفق شود، فقدان تجربه‌ی مهندسی بود. درحالی‌که رقبا سعی داشتند با پناه‌بردن به فناوری‌های روز، بهترین و پیچیده‌ترین دستگاه‌ها را بسازند، یوکویی با یک وسیله‌ی ساده توانست مقدمات توسعه‌ی دستگاه گیم‌بوی را فراهم کند؛ دستگاهی که میلیون‌ها نفر از سراسر جهان را سرگرم خود کرد.

کتاب گستره را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم:

  • اگر به مسائل روانشناسی علاقه دارید، از خواندن این کتاب لذت می‌برید
  • اگر به‌دنبال راه‌های تربیتی درست فرزندتان هستید، با این کتاب دیدتان به‌کلی درباره‌ی آینده‌ی شغلی دگرگون می‌شود
  • اگر به مباحث توسعه‌ی فردی علاقه‌مندید، این کتاب شما را راضی می‌کند

در پایان خوب است به این جمله از بیل گیتس اشاره‌ای داشته باشیم:

سعی کنید در حوزه‌های مختلفی تجربه پیدا کنید. شاید یک روز همان کاری که فکرش را نمی‌کنید به کمکتان بیاید و شما در آن مشغول‌به کار شوید.

شما می‌توانید ازطریق دکمه‌ی پایین این کتاب را مستقیما از وب‌سایت نشر نوین خریداری کنید

دیدگاه خود را در‌این‌رابطه با ما و دیگر کاربران به‌اشتراک بگذارید. به‌نظر شما گستره چگونه می‌تواند از عمق در مؤفقیت فردی تأثیر بیشتری بگذارد؟

بررسی اجمالی
خلاصه کتاب گستره
مطلب قبلیمعرفی کتاب از نو؛ چگونه یک جوان هندی به ناجی مایکروسافت بدل شد؟
مطلب بعدیمعرفی کتاب فریب ایکاروس؛ تا کجا حاضرید اوج بگیرید؟
کیان دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی نرم‌افزار هست. به بررسی تکنولوژی‌های جدید شدیداً علاقه داره و خودش میگه بعضی مواقع خوابِ بررسی‌کردن گجت‌هایِ جدیدِ فناوری رو هم دیده. با‌این‌حال کیان خودش رو یه آدم خشک کامپیوتری نمی‌دونه؛ بلکه بالعکس شدیدا به‌دنیای ادبیات و کتاب علاقه داره؛ خودش می‌گه کتاب‌خون‌‌کردنِ مردم ایران رؤیای هرروز و شبش هست.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید