معرفی کتاب مدیران بزرگ ساخته می شوند – به‌نظرت یک کارمند معمولی توانایی این رو داره که یک روزی مدیریت سازمان رو به‌عهده بگیره؟ آیا هنر مدیریت چیزی هست که فقط عده‌ی کمی از اون بهره‌مند هستن یا اینکه هرکسی می‌تونه به این هنر دست پیدا کنه؟

برای خیلی‌از اهالی کسب‌و‌کار، این سؤال‌ها آشنا به‌نظر می‌رسن؛ چون هیچ‌کسی نیست که از ترفیع بدش بیاد؛ با‌این‌حال خیلی‌ها فکر می‌کنن که مدیریت یک نوع توانایی ذاتی‌ست که بعضی افراد از ابتدا با اون متولد می‌شن.

کتاب مدیران بزرگ ساخته می شوند دقیقا این طرز فکر رو هدف قرار داده و جولی ژو، نویسنده‌ی این کتاب از این می‌گه که چطور از یک کارمند ساده در بخش طراحی به‌سمت نایب رئیس بخش طراحی محتوا در شرکت فیس‌بوک منصوب شد. در ادامه از چالش‌هاش می‌گه، از اظطراب‌های اولیه‌ش می‌گه و از عدم اعتماد به‌نفسی می‌گه که در ابتدای کار گریبانش رو گرفته بود.

این کتاب توسط نشر هورمزد برای معرفی در بوکارو مگ در اختیار تیم تحریریه قرار گرفته که در ادامه می‌تونی معرفی کاملش رو مطالعه کنی!

کتاب مدیران بزرگ ساخته می شوند راجع‌به چی صحبت می‌کنه؟

کتاب مدیران بزرگ ساخته می شوند / کتاب مدیران بزرگ به دنیا نمی آیند، ساخته می شوند / معرفی کتاب رهبری و مدیریت

جولی ژو کتابش رو با این جمله شروع می‌کنه:

این کتابیست راجع‌به این که چطور یک نفر بدون هیچ‌گونه آموزش قبلی، یاد گرفت یک مدیر موفق بشود.

جولی ژو

کسی که برای اولین‌بار به سرزمین مدیریت پا می‌ذاره، خودش رو در شرایطی می‌بینه که قبلا هرگز تجربه نکرده. مدیریت نیازمند توانایی‌ها و مهارت‌هاییه که هیچ‌کس در مدرسه اون‌ها رو آموزش نمی‌ده؛ چون اساس کار مدرسه بر این‌ اساس چیده شده که از دانش‌آموزها کارمندان حرف‌گوش‌کن بسازه و این با دنیای مدیریت در تضادِ کامله.

نکته‌ی مثبتی که درباره‌ی کتاب مدیران بزرگ ساخته می شوند وجود داره، اینه که نویسنده یک دنیای فانتزی از رهبری و مدیریت مجموعه‌ها نساخته؛ درعوض در همان ابتدای کتاب راجع‌به تجربه‌ی نفس‌گیرِ اولیه‌ش می‌گه:

روز اولی که به‌عنوان مدیر معرفی شدم، هیچ‌موقع فراموش نمی‌کنم. حالا من مدیر کسی شده بودم که تا دیروز اون مدیر من بود. صدای خودم رو صاف کردم و گفتم که از پسش برمیام.

وقتی وارد سالن جلسه شدم، نگاهش رو از روی موبایل برداشت. هرگز حالت چهره‌ش رو فراموش نمی‌کنم. چشم‌هاش ناراحتی نوجوانی رو داشت که وادار به حضور در جشن تولد پسر عموی ده‌ساله‌ش شده بود.

بهش گفتم: «سلام. خب، الان داری روی چه پروژه‌ای کار می‌کنی؟»

اخم‌هاش در هم رفت و مثل خرسی که در انتظار زمستان باشه، آرام شد. جاری‌شدن عرق روی چهره‌م و هجوم گرم خون رو که به گوش‌هام می‌کوبید، احساس می‌کردم. من در مقایسه با اون، طراح بهتری نبود؛ حتی باهوش‌تر و باتجربه‌تر هم نبودم. فقط همان حالت چهره‌ش کافی بودتا هرگونه تصوری درباره‌ی اینکه اون با مدیرشدن من راحته، از بین بره. پیام اون‌قدر شفاف بود که انگار با فونت شارپی و در اندازه‌ی بسیار بزرگ نوشته شده است: «تو نمی‌دونی داری چی‌کار می‌کنی!»

جولی ژو میگه که برخلاف تصوری که اغلب وجود داره، مدیریت یک فرایندی داره و کسی که مدیر شده، باید تا رسیدن به نقطه‌ی ثبات این فرایند رو که پر از چالش و تنش‌های جورواجور هست، پشت‌سر بذاره.

نویسنده بااستفاده از تجربه‌های شخصی و تحقیقات مرتبط، سعی می‌کنه بایدها و نبایدهای محسوسی رو معرفی کنه که مدیران کم‌تجربه و باتجربه می‌تونن از اون‌ها یاد بگیرن.

از همان ابتدا نویسنده تأکید می‌کنه که نقش تو به‌عنوان یک مدیر شامل مسئولیت‌های زیادیه؛ اینکه همه تلاشت رو بکنی تا در نقش خودت عملکرد خوبی داشته باشی و درعین‌حال مسیر موفقیت دیگران رو هم هموار کنی. به‌عبارت دیگه مفهوم اینه که تو نباید هر کاری رو خودت انجام بدی، خودت در همه‌چیز بهترین باشی، یا حتی بدونی که چطور همه‌چیز رو خودت انجام بدی؛ بلکه باید بدونی که چه کسی از عهده‌ی چه کاری برمیاد.

مسئولیت یک مدیر جدید اینه که به اعضای تیم کمک کنه تاهدفشون رو درک کنن و به اون اهمیت بدن و تو این مسیر مطمئن شد که افراد تیم در مسیر موفقیت قرار دارن و همکاری سالمی با هم‌دیگه دارن.

در فرآیند ترفیع از کارمند ساده به یک مدیر، معمولا جنبه اجتماعیه که نیاز به بیش‌ترین رشد داره؛ از تأکید بر یکدلی و «جنبه مردمی» مدیریت تا پرسیدن سؤالات پایان باز که باعث میشن بفهمی اعضای تیمت چطوری فکر می‌کنن و عملکردشون به‌چه‌صورته. گذشته از هر چیز ما افراد رو به‌خاطر عملکرد خوبشون برای مدیریت انتخاب می‌کنیم و نه تجربه قبلی یا علاقه به این کار.

با‌این‌حال، در یک‌جای کتاب سؤال جالبی رو می‌پرسه؛ جولی ژو می‌گه که این همه از مدیریت تیم و مدیر خوب گفتیم، ولی مگه میشه یه مدیر خوب خودش رو نتونه مدیریت کنه. اینجاست که برنامه‌ی زندگی خودش رو می‌گه؛ از اینکه با چه روش‌هایی به زندگی و کارش سروسامان می‌ده.

ایجاد اعتماد برای تیم

اعتماد سازی در تیم و گروه / مدیریت و رهبری

هرچند تجربه مدیریت افراد جدید و یا همکاران سابق، چالش‌های مخصوص‌به خودشون رو دارن اما لازمه که با ایجاد حس اعتماد نسبت‌به خودت به‌عنوان رهبر تیم کارت رو شروع کنی. نویسنده در این کتاب، بر اهمیت شفافیت، حمایت و انتقادپذیری و انجام هرکدام از این کارها حتی در شرایطی که به‌ضرر تو خواهد بود، تأکید داره. افراد باید حس کنن که می‌تونن در هر شرایطی اشتباهات، چالش‌ها و ترس‌های خودشون رو با تو درمیان بذارن.

«انتقادپذیری آوایی شبیه حقیقت و حسی مانند شجاعت دارد.»

بازخورد شفاف و سازنده

جولی ژو یک فصل از کتابش رو به بازخوردها اختصاص میده. ردوبدل بازخوردهای شفاف و سازنده، اهمیت بسیار زیادی در نقش شما به‌عنوان یک مدیر ایفا می‌کنه و این یکی از موضوعاتیه که مدیران جدید با اون دست‌وپنجه نرم می‌کنن.

وقتی نقش مدیریتی به‌عهده گرفته می‌شه، باید فضایی رو ایجاد کرد که در اون بازخوردها با شفافیت ردوبدل بشن. البته ممکنه خودمون رو در شرایطی ببینیم که داریم خبرها و نظرات ناخوشایندی رو بیان می‌کنیم که اگه به‌شکل درست انجام نشه، می‌تونه کار کل تیم رو مختل کنه اما قطعا هیچ‌چیز بدتر از این نیست که هیچ بازخوردی در مجموعه ردوبدل نشه.

صلاح تیم باید اولویت اول تو باشه

نویسنده به موضوعی اشاره می‌کنه که معمولا در کتاب‌های مدیریت پیدا نمیشه. اینکه لازم نیست با همه کنار بیای.
زیاد پیش میاد که ما رفتارهای سمی و گیج‌کننده اعضای تیم و اشتباهات اون‌ها رو نادیده می‌گیریم صرفا به‌این‌خاطر که عملکرد کاری اون‌ها خوب بوده و یا توسط فرد مهمی حمایت میشن. این یک اشتباهه. تقریبا در همه موارد مدیران از این کار خودشون پشیمان هستن و موقعی که اون شخص تیم رو ترک می‌کنه، نفس راحتی می‌کشن.

زمانی میرسه که تو باید عمل کنی، حتی اگه کار راحت یا آسانی نباشه. باید صلاح اعضای تیم و سازمان رو درنظر بگیری و افراد خودمحور و سمی رو حذف کنی. در این کتاب جولی ژو راهکارهای زیادی ارائه داده که در این شرایط چه رفتاری داشته باشیم تا نتایج مخرب این موقعیت‌ها رو به حداقل کاهش بدیم.

ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت که کتاب «از نو» (مطالعه‌ی معرفی کتاب در بوکارو مگ) رو هم نوشته، راجع‌به تیم پرستاره ولی غیرهم‌دل می‌گه:

ستاره‌ای که فقط کار خودش رو انجام می‌ده، هیچ عایدی غیر از نابودکردن روحیه‌ی هم‌دلی در تیم نداره. من ترجیح می‌دم که تیم تحت مدیریتم از ۲۰نفر آدم کم‌ادعا، اما یک‌دل و یک‌صدا تشکیل بشه!

ساتیا نادلا

شما می‌تونین کتاب مدیران بزرگ به دنیا نمی آیند ساخته می شوند رو از وب‌سایت نشر هورمزد با کلیک روی دکمه‌ی زیر تهیه کنین.

راستی، به‌زودی می‌تونی خلاصه مدیران بزرگ ساخته می شوند رو در وب‌سایت و اپلیکیشن بوکارو در حداکثر ۱۵صفحه مطالعه کنی.

مطلب قبلیکاغذ بالکی چیست و چرا وزن کتاب‌ها کم شده؟
مطلب بعدیمعرفی کتاب طراحی کسب و کاری بهتر؛ آیا مؤفقیت تجاری روش داره؟
طاها زبان و فرهنگ ژاپن رو دوست داره، کتاب‌خوندن از سرگرمی‌هاشه و به سینما علاقه‌ زیادی داره. به‌نظرش هر کتاب یک دنیای متفاوته و به ما این انتخاب رو میده که چند ساعتی رو اون‌جا زندگی کنیم. هنوز هم امیدواره که بالأخره راه نارنیا رو پشت در یکی از کمدها پیدا می‌کنه.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید