چگونه می‌توان زندانی با گنجایش ۲۵ میلیون نفر ساخت و به‌اندازه‌ی کافی زندان‌بان برای جلوگیری از تخطیِ زندانیان استخدام کرد؟ آیا می‌توان زندانیان را با اختیار خودشان وارد این زندان کرد؟ آیا می‌توان به آن‌ها وعده‌ی آرمان‌شهری بی‌بدیل را داد و درنهایت ویران‌شهری بی‌مثال را به آن‌ها هدیه کرد؛ آن‌هم بدون اینکه اعتراضی را برانگیزاند؟ این‌ها سؤالاتی هستند که موجب شد تا این مطلب را برای معرفی ۵تا از بهترین کتاب های مرتبط با کره شمالی تولید کنیم.

شبه جزیره‌ی کره که در روزگاری نه‌چندان دور شامل یک کشور می‌شد، از ۶۰ سال پیش از دو کشور با دو شیوه‌ی مدیریتی و حکومتی متفاوت میزبانی می‌کند.

برعکس همسایه‌ی جنوبی که درهای کشور و اقتصاد خود را به‌سوی جهان گشوده، کره شمالی با کشیدنِ بلندترین دیوارها به دور جغرافیای سیاسی و اقتصادی خود نه‌تنها به منزوی‌ترین کشور جهان تبدیل شده، بلکه به‌سبب قطع تمام امکانات ارتباط با دنیای بیرون، خود را به یکی‌از مرموز‌ترین و ناشناخته‌ترین کشورها تبدیل کرده تا دنیای بیرون همواره تشنه‌ی سردرآوردن از وقایع درونِ آن باشند.

دراین‌میان، آن‌دسته از افرادی که مؤفق به فرار از مرزهای کشنده‌ی کره شمالی می‌شوند، تنها روزنه‌ی خبری برای اطلاع‌رسانی رخدادهای این کشور و وضعیت زندگی مردم کره هستند.

در ادامه با مجله بوکارو همراه باشید تا ۵ کتاب برتر مرتبط با کره شمالی که توسط فراری‌های این کشور نوشته شده‌اند، به شما معرفی کنیم.

۵. کتاب حسرت نمیخوریم

کتاب حسرت نمیخوریم / کتاب افسوس نمیخوریم / کتاب های مرتبط با کره شمالی

حسرت نمی‌خوریم!

این نامی است که از موسیقی یکی‌از فیلم‌های محصول ۱۹۷۰ کره شمالی به نام «هیچ چیز در دنیا نیست که حسرت آن را بخوریم» گرفته شده است. کتاب حسرت نمیخوریم که با نام افسوس نمیخوریم نیز شناخته می‌شود روایتی غیر داستانی دارد و حاصل گفت‌وگوهای روزنامه‌نگار مشهور نیویورک‌تایمز، باربارا دمیک، با ۱۰۰ پناهجوی کره شمالی است که به همسایه‌ی جنوبی خود پناه برده‌اند.

این پناهنگان در مصاحبه با نویسنده‌ی کتاب حسرت نمیخوریم درباره‌ی شرایط زندگی روزمره‌شان، عقاید مردم درباره‌ی حکومت و حاکمان‌شان و هم‌چنین دیدگاه‌شان درباره‌ی سایر کشورهای دنیا به‌خصوص آمریکا صحبت می‌کنند.

چیزی که بیش‌از همه‌چیز در صحبت‌های این افراد جلب‌توجه می‌کند، جو خفقان و ناآگاهی‌ای است که بر مردم این کشور سایه افکنده و جرئت پرسش را حتی در اذهان‌شان، از آن‌ها گرفته است.

این اثر در ۲۰۱۰ جایزه اثر غیرداستانی ساموئل جانسون بی‌بی‌سی را از آن خود کرد.

در فصل ابتدایی کتاب حسرت نمیخوریم آمده است:

اگر در شب به عکس‌های ماهواره‌ای شرقِ دور نگاه کنید، لکه‌ی بزرگ سیاهی جلب توجه می‌کند. این منطقه تاریک، جمهوری دموکراتیک خلق کره است. کنار این گودال سیاه مرموز، کره جنوبی، ژاپن و چینی که حالا نسبتاً پرنور و مرفه است، قرار دارد. حتی از صدها کیلومتر بالاتر، بیلبوردها، چراغ ماشین‌ها و روشنایی خیابان‌ها و چراغ‌های شب‌نمای رستوران‌های زنجیره‌ای که مثل نقطه‌های سفید کوچکی به‌نظر می‌رسند، نشان‌دهنده‌ی حیاتِ مردمی‌‌ست که مثل مصرف‌کنندگان انرژی در ابتدای قرن بیست‌ویکم دنبال کسب وکارشان می‌روند. در این میان، گستره‌ای از تاریکی به‌پهنای انگلستان وجود دارد. این که کره شمالی با جمعیتی بیست و سه میلیونی مثل اقیانوس‌ها این قدر خالی به نظر می‌رسد حیرت‌آور است. کره شمالی حقیقتا خالی است.

۴. کتاب آکواریوم های پیونگ یانگ

کتاب آکواریوم های پیونگ یانگ / کتاب های مرتبط با کره شمالی

کتاب آکواریوم های پیونگ یانگ ماحصل زندگی تلخ و سیاه کانگ چونگ هوان در کره ‌شمالی است.

چونگ هوان در کتابش از این می‌گوید که در ۹سالگی به‌خاطر آنچه که مقامات کره شمالی از آن به‌عنوان خیانت پدربزرگش به ملت خلق کره یاد کردند، به‌همراه مادربزرگ، پدر، عمو و خواهرش به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شد تا نسل‌شان از این گناه بزرگ پاکسازی شوند.

آن‌ها به‌مدت ۱۰سال با شرایط بسیار وخیم در این اردوگاه‌ها گذران عمر کردند تا اینکه بالأخره نوبت به آزادی‌شان رسید؛ با‌این‌حال دو سال پس‌از آزادی باردیگر خطر دستگیری و اعزام به اردوگاه‌های کار، چونگ هوان را تهدید می‌کرد.

او به‌دلیل آنچه گوش‌دادن به رادیو‌های بیگانه و غیرمجاز خوانده می‌شد، تحت پیگرد قرار داشت و خوب می‌دانست که دیر یا زود دستِ مزدوران رژیم کره شمالی به او خواهد رسید؛ از‌این‌رو در تصمیمی سخت، قصد عزیمت به خارج از مرزهای کره شمالی کرد تا سفر پرخطری برای عبور از قفس فولادین خاندان کیم آغاز کند.

برای نخستین‌بار او در این کتاب از وجود اردوگاه‌های کار اجباری خبر داد که تا پیش‌از آن درباره‌ی وجود آن‌ها با شک و تردید صحبت می‌شد.

در قسمتی از کتاب آکواریوم های پیونگ یانگ می‌خوانیم:

از نگاه کودکانه من و تمام دوستانم کیم ایل سونگ و کیم جونگ ایل موجودات کامل و بی‌عیب‌و‌نقصی بودند که کمبودها و سستی‌های نوع بشر در آن‌ها راهی نداشت. من و بسیاری از دوستانم حتی متقاعد شده بودیم که این دو به قدری کامل و عالی‌اند که هیچ‌وقت ادرار نمی‌کنند و چیزی از بدنشان دفع نمی‌شود. از نظر ما این دو رهبر بزرگوار همچون خداوند کامل و عاری از هرگونه عیب و نقص بودند. وقتی به چهره های پدرسالارانه آن ها در پوسترها و تابلوهای و تابلوهای بزرگ نگاه می‌کردم نوعی احساس آرامش به من دست می‌داد. با دیدن چهره آن‌ها احساس اعتمادبه‌نفس و امنیت می‌کردم. حس می کردم موجوداتی خوب و مهربان مراقبم هستند؛ اما واقعیت اینگونه نبود!

۳. کتاب رهبر عزیز

کتاب رهبر عزیز / کتاب های مرتبط با کره شمالی

کتاب رهبر بزرگ برخلاف کتاب‌های دیگر، نگاهی متفاوت به کره شمالی و اتفاقات پشتِ پرده‌ی آن دارد. جنگ جین سونگ که نویسنده‌ی کتاب است، در پایتخت کره شمالی پیونگ یانگ در بهترین شرایط و رفاه روزگار می‌گذراند و به‌سبب شغل بلندپایه‌ای که داشت، حتی در دوران قحطی بزرگ که بسیاری از ساکنین کره شمالی جان خود را از دست دادند، او همچنان زندگی عادی خود را ادامه می‌داد.

وظیفه‌ی او این بود تا در ستایش رهبر عزیز، یعنی کیم جونگ ایل، شعرهایی درخور بسراید؛ با‌این‌حال اتفاقات مختلف که در سراسر کتاب شاهدش هستیم، دست‌به‌دست هم می‌دهند تا او برای دستیابی به آزادی حقی، قدم در راهِ پرخطرِ فرار از کره شمالی بگذارد.

در ابتدای کتاب رهبر عزیز که به دیدار نویسنده با رهبر عزیز می‌پردازد، اتفاقات جالبی را می‌خوانیم:

در حالی که برای ادای احترام تا کمر خم می‌شوم، چشمانم صحنه غم‌انگیزی را می‌بینند: پاهای کیم جونگ ایل زیر رومیزی. او کفش‌هایش را درآورده است. حتی ژنرال هم به پادرد مبتلاست! همیشه او را موجودی قدسی پنداشته بودم که حتی به توالت هم احتیاج ندارد. این را در مدرسه به ما آموزش داده بودند و حزب هم همین را می‌گوید. زندگی ژنرال ما زنجیره‌ای پیوسته از معجزات است که حتی اگر تمام زندگی‌های فانی‌مان را هم روی هم بگذارند، با آن برابر نمی‌شود.

۲. کتاب روح گریان من

کتاب روح گریان من / کتاب های مرتبط با کره شمالی

عدد ۳۸ شاید برای من و شما معنای خاصی نداشته باشد؛ اما این عدد از ۶۰ سال گذشته تاکنون معنا و مفهوم خاصی در جغرافیای سیاسی جهان دارد. مدار ۳۸ درجه جایی‌ست که دقیقا مرز بین دو کره را مشخص می‌کند؛ مرزی که در یک‌سوی آن آزادی و پیشرفت توأمان بایکدیگر در حرکت هستند و درسوی دیگر چیزی جز سرکوب و فقر مشاهده نمی‌شود.

کتاب روح گریان من داستان زندگی زنی است که تحت حکومت کره شمالی، در نوجوانی از خانواده‌اش جدا شد، سخت‌ترین آموزش‌های نظامی را از سر گذراند، به عنوان جاسوس به بسیاری از کشورهای جهان سفر کرد و یکی از خوف‌ناک‌ترین ماموریت‌های جاسوسی ممکن را به سرانجام رساند. او فرصت یافت از فرازونشیب‌های زندگی پرماجرا، دردناک و سرشار از ترس و رنج خود و حکومت مرموز کره شمالی بگوید و پس از ترجمه کتابش به یازده زبان زنده دنیا، افراد بسیاری از داستان زندگی کیم هیون هی باخبر شدند. این شرح حال جذاب‌ترین جاسوس تاریخ کره است؛ شرح حال یک جاسوس زن.

در بخشی از کتاب روح گریان من می‌خوانیم:

۲۶ آوریل ۱۹۸۹ – سئول، کره جنوبی
در اتاق انتظار کثیف و تاریک متهمان نشسته بودم، نفسم بالا نمی‌آمد و منتظر اعلام مجازاتم بودم. آن بیرون و در سالنی که به دادگاه ختم می‌شد اجتماعی خشمگین پشت در موج می‌زد و من یک آن ترسیدم که نکند در را بشکنند. صدایشان مانند غرشی سهمگین برمی‌خاست و انگار دشنام‌هایشان تمام ساختمان را می‌لرزاند. قاتل، قاتل، قاتل… مُشتم را گره کردم و دیدم تمام بدنم می‌لرزد. داشتند به خاطر من داد می‌زدند. داشتند بر سر من داد می‌زدند.

۱. کتاب فرار از اردوگاه 14

کتاب فرار از اردوگاه 14 / کتاب های مرتبط با کره شمالی

در صدر فهرست بهترین کتاب های مرتبط با کره شمالی به کتاب فرار از اردوگاه 14 می‌رسیم؛ کتابی که در سال ۲۰۱۲ توانست عنوان بهترین کتاب سال را از نگاه خوانندگان سایت گودریدز دریافت کند.

داستان کتاب فرار از اردوگاه 14 درباره‌ی فردی به‌اسم شین دونگ هیونگ است که به‌دلیل جرمی که عمویش انجام داده، از بدو تولد محکوم به مجازات در اردوگاه‌های کار اجباری به‌همراه خانواده‌اش بود.

او که هرگز دنیای نه‌چندان زیبای بیرون از حصارهای اردوگاهش را ندیده بود، زندگی را تنها درقالب همان دلخوشی‌های کوچک برای دریافت جیره‌ی بیشتری از غذا تصور می‌کرد؛ درواقع همین تنزل ارزش‌های انسانی در وجود او به ارزش‌های حیوانی محرک اصلی او برای فرار از حصارهای برقی اردوگاه ۱۴ بوده است.

او در کتاب فرار از اردوگاه 14 درباره‌ی بدترین اردوگاه کار اجباری در کره شمالی صحبت می‌کند که تاکنون تنها ۲نفر قادر به عبور از حصارهایش شده‌اند. شین دونگ هیونگ درباره‌ی تنزل ارزش‌های انسانی در این اردوگاه‌ها و نحوه‌ی رفتار نگهبانان با محکومین صحبت می‌کند؛ وی درباره‌ی این می‌گوید که چگونه کسی مثل او را به جاسوسی بدل ساختند که خبرچینی خانواده‌اش را بکند تا بلکه به‌آرزوی رسیدن به اندکی جیره‌ی بیشتر، بی‌تفاوت چهره‌ی مادر و برادرش را بالای چوبه‌ی اعدام نظاره کند.

در قسمتی از کتاب فرار از اردوگاه 14 می‌خوانیم:

نگهبانان به او و دیگر کودکان داخل اردوگاه گفته بودند که آن‌ها به خاطر «گناهان» والدین‌شان زندانی‌اند. به کودکان گفته شده بود که همیشه باید بابت تبار خیانتکارشان شرمسار باشند اما بااین‌حال می‌توانند گناهکاری فطری‌شان را با کار سخت، اطاعت از نگهبانان و خبرچینی کردن از والدین‌شان بشویند.


پیشنهاد مطلب مشابه

خلاصه کتاب قلعه حیوانات را کامل بخوانید؛ کتابی سیاسی با محوریت دیکتاتوری کمونیستی


شما درباره‌ی کره شمالی و اتفاقات این کتاب‌ها چه نطری دارید؟ شما چه کتاب های مرتبط با کره شمالی دیگری می‌شناسید که جای خالی‌شان را در این فهرست حس کنید؟

مطلب قبلیبا ۵ کتاب برتر ساموئل بکت آشنا شوید
مطلب بعدیبا کتاب کشف شمال حقیقی آشنا شوید

7 دیدگاه‌ها

  1. سیاه نمایی عجیبی راجع به کره شمالی در افکار عمومی مردم سراسر دنیا وجود دارد.در رسانه ها از کره شمالی تصویر یک جامعه فقیر با آدمهایی شبیه به ربات که منظم و دسته جمعی گریه یا شادی می کنند؛ارائه می شود.
    در صورتی که کره شمالی برخی ویژگی های برتر نسبت به کره جنوبی دارد.از جمله:ثبات در راس حکومت،زمان کوتاه انتظار برای تملک مسکن نسبت به کره جنوبی و بسیار دیگری از کشورها،ثبات در قیمتها و کنترل تورم،قدرت نظامی برتر علیرغم امکانات بیشتری که در اختیار کره جنوبی است،امکانات بهداشتی و آموزشی ارزان تر نسبت به کره جنوبی و سایر کشورهای دنیا و..
    به علت دهه ها تبلیغات رسانه ها بسیاری از مردم دنیا حس خوبی نسبت به خاندان کیم که سه نسل رهبری کره شمالی را بعهده شان است؛ندارند.در صورتی که هیچ شورش یا تظاهرات، یا کودتا در این کشور گزارش نشده است.این هنر رهبری خانواده کیم علیرغم تمام جنگ های رسانه ای و تحریم ها علیه این کشور کوچک را نشان می دهد.
    البته به لحاظ صنعت و ساخت نهاد های مدنی کره جنوبی سالها از کره شمالی جلوتر است و بحثی در این نیست.

    • متأسفانه چون این کشور درهای خودش رو به‌روی جهان بسته، اگر سیاه‌نمایی رسانه‌ها هم باشه، چون هیچ اطلاعی از داخل وجود نداره، باید به همین روایات از مردم عادی بسنده کرد؛ اگرچه تکنولوژی‌های ماهواره‌ای خیلی از ابعاد تاریک این حکومت رو آشکار کردن؛ نمونه‌ش اردوگاه‌های کار اجباری که تقریبا هیچ تردیدی درباره‌ی وجودشون وجود نداره!

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید