معرفی کتاب در سوم – راز موفقیت افراد موفق چیست؟ راز موفقیت بیل گیتس چه بوده که او را در میانه‌ی جوانی به یک میلیاردر خودساخته تبدیل کرد؟ آیا زندگی رازی دارد که افراد عادی از آن بی‌خبرند؟

این‌ها سؤالاتی بودند که موجب شد تا یک نویسنده‌ی ایرانی‌آمریکایی به‌اسم الکس بنایان برای یافتن‌شان به مأموریت هیجان‌انگیزِ پرده‌برداشتن از راز موفق‌ترین افراد جهان رهسپار شود.

در کتاب درِ سوم، الکس بنایان در ابتدای جوانی عزمش را جزم می‌کند تا به مصاحبه با مؤفق‌ترین افراد جهان بپردازد تا در کتابش موفقیت را از زبان انسان‌های موفق بیان کند. او به‌سراغ بیل گیتس می‌رود، با قهرمان بوکس جهان، یعنی شوگر ری مصاحبه می‌کند و نظرات انسان‌های شناخته‌شده‌ای همچون استیو وازنیاک (هم‌بنیان‌گذار اپل و شریک استیو جابز) و وارن بافت (موفق‌ترین معامله‌گر بورس) را درباره‌ی موفقیت جویا می‌شود.

در ادامه می‌توانید معرفی کتاب در سوم از نشر میلکان را در مجله‌ی بوکارو مطالعه کنید. کتاب در سوم توسط انتشارات میلکان برای بررسی دراختیار تحریریه‌ی بوکارو قرار گرفته است.

معرفی کتاب در سوم

معرفی کتاب در سوم / کتابی درباره موفقیت

سفری که الکس بنایان در این کتاب آغاز می‌کند، خود دست‌ِکمی از سرگذشت موفق‌ترین افراد دنیا ندارد. درسراسر کتاب شاهد پافشاری‌های او برای مصاحبه با افراد بزرگ هستیم که بارها‌و‌بارها او را با پاسخ «نه» روبه‌رو می‌کند. با‌این‌حال، او هرگز امید خود را برای رسیدن به رؤیایش از دست نمی‌دهد.

الکس بنایان به‌عنوان دانشجوی پیراپزشکی راهی دانشگاه می‌شود؛ با‌این‌حال او هرگز نسبت‌به این رشته احساس تعلق خاطر نداشته است و صرفا توصیه و علایق والدینش او را به‌این‌سمت راهی کرده بود.

نویسنده‌ی کتاب در سوم به‌سختی توانست راهی دانشگاه شود. الکس در کتاب از اشک‌های پدرش برای فراهم‌کردن امکاناتِ مالیِ پیوستنِ وی به دانشگاه صحبت می‌کند؛ صحنه‌ای که طبق تعریف او، همواره موجب می‌شد تا او اولویت جز به پایان‌رساندنِ تحصیلاتش در رشته‌ی پیراپزشکی نداشته باشد.

باوجود‌این، در برهه‌ای زندگی‌ دانشجویی‌اش، او به خواندنِ زندگی‌نامه‌ی افراد مشهوری چون بیل گیتس، استیو جابز و… روی می‌آورد. مدام او از خود می‌پرسید که چه چیزی باعث شد تا آن‌ها در سن‌وسالِ من به موفق‌ترین انسان‌های جهان تبدیل شوند و من یک دانشجوی ساده‌ی پیراپزشکی باقی بمانم؟ آیا موفقیت رازی دارد که تنها عده‌ای خاص از آن آگاهی دارند؟

خوشبختانه بنایان خیلی زود پاسخ این پرسش‌ها را پیدا کرد. الکس دریافت که موفقیت هیچ رازی ندارد و انسان‌های موفق نیز هیچ برتری فراانسانی نسبت‌به سایر افراد ندارند؛ آن‌ها فقط به‌طرز غیرقابل‌درکی نسبت‌به محقق‌کردن علایق و رؤیاهایشان تشنه هستند.

درست همان‌طور که شوگر ری، بوکسرِ قهرمان‌جهان می‌گوید:

شاید آرزو و اشتیاق و رؤیا داشته باشی، اما به بیشتر از این‌ها نیاز داری؛ باید تا سرحد مرگ بخوایش. بیشترِ آدم‌ها هیچوقت به این نقطه نمی‌رسن، بیشترِ آدم‌ها چیزی که من بهش می‌گم گنجینه‌ی پنهان، کشف نمی‌کنن، ذخیره‌ی پنهان قدرت. همه‌مون چنین ذخیره‌ای داریم. وقتی می‌گن یه مادر ماشین رو از روی بچه‌ی گیرافتاده‌ش بلند کرده، نتیجه‌ی همین قدرته.

نتیجه چنین شد که بنایان به والدینش اطلاع داد که قصد دارد رشته‌اش را تغییر داده و در رشته‌ی مدیریت بازرگانی ادامه‌ی تحصیل بدهد؛ تصمیمی که البته با مخالفت و ناراحتی والدین او همراه شد.

او به‌سراغ تحقق رؤیایش رفت؛ پرده‌برداری از راز موفقیت‌ترین افراد جهان ازطریق مصاحبه با آن‌ها.

بیل گیتس / روزهای ابتدایی مایکروسافت / بیل گیتس در حال برنامه نویسی
تصویری از بیل گیتس در روزهای ابتدایی مایکروسافت

به‌عنوان دانشجویی کم‌سن‌و‌سال، درابتدا لیستی از افراد مشهور و موفق ایجاد کرد و سپس به تمام آن‌ها ایمیل فرستاد. نخستینِ نفر این فهرست بیل گیتس بود؛ اما بیل گیتس هرگز با جوانکی که تاکنون یک کتاب هم منتشر نکرده، پای میز مصاحبه نمی‌نشیند.

الکس امیدش را از دست نمی‌دهد و به‌سراغ افراد دیگری می‌رود. اولین‌نفری که درخواست او را قبول می‌کند، استیون اسپیلبرگ، کارگردان مطرح آمریکایی است. وقتی سرگذشت مؤفقیت اسپیلبرگ را در کتاب می‌خوانیم، «خواستن تا سرحد مرگ» را به‌وضوح می‌توان در مسیر مؤفقیتش دید.

اسپیلبرگ زمانی که برای ورود به دانشگاه سینمایی درخواست خود را ارسال کرد، چند فیلم کوتاه در کارنامه‌ی خود داشت؛ اما مسئولین دانشگاه کارهای او را پایین‌تر از سطح دانشگاه می‌دانستند؛ درنتیجه درخواست او با مخالفت همراه می‌شود.

او امیدش را از دست نمی‌دهد و همچنان به‌سمت تحقق علاقه‌اش قدم برمی‌دارد. او به هرنحوی که شده، خود را به‌صورت قایمکی به درون یکی‌از استودیوهای فیلم‌سازی می‌رساند، شب‌ها را آن‌جا می‌خوابد و روزها صحنه‌های فیلم‌برداری را تماشا می‌کند. به‌صورت اتفاقی وقتی که یکی‌از آثارش را به مسئولان استودیو نشان می‌دهد، آن‌ها خیلی زود متوجه می‌شوند که چه جواهری در مقابل‌شان ایستاده است و اینگونه می‌شود که او خود را به یکی‌از شناخته‌شده‌ترین کارگردانان سینمایی بدل می‌سازد.

نویسنده در کتاب در سوم نکته‌ی جالبی را بیان می‌کند. او می‌گوید، وقتی زندگی افراد موفق را مطالعه می‌کنیم، اکثرا شاهد این هستیم که سلسله‌ای از اتفاقات ناخواسته و برنامه‌ریزی‌نشده در مسیر آن‌ها قرار می‌گیرد که نقش اثرگذاری در موفقیت‌شان ایفا می‌کنند.

او درباره‌ی تفاوت های آدم های بزرگ و کوچک می‌گوید:

شانس مثل اتوبوسه، اگه یکی‌شون رو از دست بدی، همیشه یکی دیگه هست؛ اما اگه آماده نباشی، نمی‌تونی سوار بشی!

الکس بنایان باور دارد که زندگی و کسب‌و‌کار و موفقیت مثل کلوب شبانه‌اند. همیشه سه در ورودی وجود دارد.

درِ اول ورودی اصلی است که صفش تا انتهای ساختمان ادامه دارد؛ ۹۹درصد افراد این‌جا منتشر می‌ایستند و امیدوارند بالأخره بروند داخل

درِ دوم ورودی ویژه است که میلیاردرها، افراد مشهور و فرزندان‌شان در آن قرار می‌گیرند.

اما هیچ‌کس به شما نمی‌گوید که همیشه‌ی خدا یک درِ سومی هم وجود دارد. این ورودی همانی است که باید از صف خارج جشوید، توی کوچه بدوید، صدبار در را بزنید، پنجره را باز کنید و دزدکی وارد آشپزخانه بشوید. همیشه راهی وجود دارد.

بیل گیتس چگونه اولین نرم‌افزارش را فروخت و استیون اسپیلبرگ چگونه به جوان‌ترین مدیر استودیو در تاریخ هالیوود تبدیل شد؟ خب آن‌ها همگی از درِ سوم رفته‌اند.

اگر هنوز در انتخاب این کتاب تردید دارید، خوب است نظر مایا واتسون بنکس، مدیر بازاریابی نتفلیکس را بخوانید که از طرفدران کتاب در سوم است:

این کتاب با تمام کتاب‌های کسب‌و‌کاری که خوانده‌ام فرق دارد؛ درِ سوم سفری هیجان‌آگیز برای دستیابی به امید، شادی، بلندپروازی و کشفخود است. بعضی جاها از ته دل خندیدم و بعضی جاها هم اشک از گونه‌هایم سرازیر شد… درِ سوم به من انگیزه داد کیفیتزندگی‌ام را بهبود ببخشم… چه سعادتی!

نکته‌ی مثبت درباره‌ی این کتاب، همراه‌شدن با داستان نویسنده در دلِ روایت مؤفقیت افراد بزرگ است. درواقع ما در کتاب ابداً با جملات انگیزشی توخالی روبه‌رو نیستیم؛ بلکه برعکس سرگذشت افراد و خودِ نویسنده در رسیدن به آرزوهایشان را مطالعه می‌کنیم؛ اتفاقی که به درک بهتر و خودباوری خواننده کمک به‌سزایی می‌کند.

کتاب در سوم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم:

معرفی کتاب در سوم / کتابی درباره موفقیت

  • اگر به مطالعه‌ی سرگذشت افراد بزرگ علاقه دارید، کتاب در سوم مناسب شما خواهد بود
  • اگر نیازمند تزریق روحیه‌ی جدید هستید، این کتاب به بهترین نحو این کار را انجام می‌دهد
  • اگر به شناخت نکات جزئی موفقیت افراد بزرگ علاقه‌مند هستید، کتاب درِ سوم برای شما پر از این نکات است
  • اگر دوست دارید اصول موفقیت در کار و تجارت را از زبان بزرگان این حوزه بشنوید، این کتاب برایتان ارزشند خواهد بود

خرید کتاب در سوم از انتشارات میلکان

نظر خود را درباره‌ی معرفی کتاب در سوم با ما در میان بگذارید. به‌نظر شما موقعیت اجتماعی چقدر در موفقیت افراد نقش دارد؟ آیا گلایه‌جویی و داشتنِ دیدگاه مرسوم جایی در مسیر موفقیت دارد؟

مطلب قبلیمعرفی کتاب ناخدایی دیجیتال؛ همه‌چیز تغییر خواهد کرد
مطلب بعدیمعرفی کتاب «وقتی چرچیل گوسفندان را قربانی می‌کرد و استالین به یک بانک دستبرد می‌زد»
کیان دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی نرم‌افزار هست. به بررسی تکنولوژی‌های جدید شدیداً علاقه داره و خودش میگه بعضی مواقع خوابِ بررسی‌کردن گجت‌هایِ جدیدِ فناوری رو هم دیده. با‌این‌حال کیان خودش رو یه آدم خشک کامپیوتری نمی‌دونه؛ بلکه بالعکس شدیدا به‌دنیای ادبیات و کتاب علاقه داره؛ خودش می‌گه کتاب‌خون‌‌کردنِ مردم ایران رؤیای هرروز و شبش هست.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید